«وَتَعَاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَالتَّقْوَی»؛ گویی این آیه شریفه، هر سال در مسیر نجف تا کربلا، نه در قالب الفاظ، بلکه در هیئت رفتار و کنش اجتماعی میلیونها انسان تفسیر میشود. اربعین، روایت بزرگ همکاری، ایثار، خدمت و همدلی است؛ روایتی که مرزهای جغرافیا، زبان و ملیت را درمینوردد و سرمایهای کمنظیر از اعتماد، مشارکت و همبستگی اجتماعی را پیش چشم جهانیان به تصویر میکشد.
در چنین مقیاسی، اربعین دیگر صرفاً یک مناسبت مذهبی نیست؛ بلکه به پدیدهای تمدنی تبدیل میشود که فهم آن، نیازمند نگاهی فراتر از تقسیمبندیهای رایج علوم اجتماعی و گردشگری است. از همین منظر، این پرسش مطرح میشود که آیا اربعین را باید یک رویداد گردشگری دانست یا آن را پدیدهای فراتر از گردشگری تلقی کرد؟
برای پاسخ به این پرسش، ابتدا باید مفهوم گردشگری را از برداشتهای محدود و رایج آن فراتر ببریم. گردشگری در جهان امروز تنها به سفرهای تفریحی محدود نیست، بلکه همه اشکال جابهجایی موقت انسان با اهداف فرهنگی، زیارتی، درمانی، آموزشی و اجتماعی را در بر میگیرد. در این چارچوب، زیارت یکی از کهنترین و اصیلترین انگیزههای سفر در تاریخ بشر است و گردشگری زیارت، امروز یکی از مهمترین شاخههای گردشگری جهانی محسوب میشود.
اما اربعین، حتی در این تعریف گسترده نیز نمیگنجد. اربعین پیش از آنکه موضوعی برای گردشگری باشد، تجلی یک فرهنگ، یک سبک زندگی و یک مکتب فکری است. میلیونها انسان، بدون انگیزههای اقتصادی و بدون سازوکارهای متعارف بازار، تنها بر پایه ایمان، محبت و مسئولیت اجتماعی، شبکهای از خدمت، میزبانی و همدلی را شکل میدهند که در جهان معاصر نمونهای کمنظیر دارد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی، اربعین را «رسانهای بیهمتا و بزرگ» برای معرفی حقیقت اسلام و مکتب اهلبیت(ع) توصیف کردهاند. این تعبیر نشان میدهد که اربعین صرفاً یک حرکت عبادی نیست؛ بلکه ظرفیتی عظیم برای گفتوگوی فرهنگی، همگرایی ملتها و تقویت سرمایه اجتماعی جهان اسلام است. همین ویژگی، جایگاه اربعین را در منظومه گردشگری نیز متمایز میکند.
از منظر سیاستگذاری گردشگری، اربعین یکی از بزرگترین تجربههای مدیریت یک ابررویداد در جهان است. مدیریت میلیونها سفر، هماهنگی میان دستگاههای متعدد، تسهیل عبور از مرزها، تأمین حملونقل، اسکان، خدمات، سلامت، امنیت، اطلاعرسانی و هدایت جریان زائران، تجربهای است که کمتر کشوری در چنین ابعادی با آن مواجه میشود. این ظرفیت، سرمایهای ارزشمند برای ارتقای نظام حکمرانی سفر و افزایش تابآوری زیرساختهای گردشگری کشور است.
در عین حال، نباید از یک اصل بنیادین غفلت کرد؛ گردشگری باید در خدمت زیارت باشد، نه زیارت در خدمت گردشگری. اگر این نسبت بهدرستی فهم نشود، ممکن است فلسفه وجودی اربعین در سایه نگاههای صرفاً اقتصادی قرار گیرد. رسالت نظام گردشگری، فراهم آوردن زمینه سفری ایمن، آسان، باکیفیت و شایسته برای زائران است؛ سفری که فرصت بیشتری برای تأمل، معرفت و تجربه معنوی فراهم آورد.
از سوی دیگر، اربعین یکی از مهمترین جلوههای قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران و جهان اسلام به شمار میرود. در روزگاری که بسیاری از کشورها برای ساخت تصویر مثبت از خود هزینههای سنگین تبلیغاتی میپردازند، اربعین هر سال میلیونها انسان را به صحنهای از همزیستی، مهماننوازی، نوعدوستی و مشارکت مردمی دعوت میکند. این تصویر، اگر با برنامهریزی هوشمندانه همراه شود، میتواند جایگاه ایران را بهعنوان یکی از کانونهای اصلی گردشگری زیارت، گردشگری فرهنگی و دیپلماسی تمدنی بیش از پیش تثبیت کند.
امروز، توسعه گردشگری دیگر صرفاً با افزایش شمار سفرها یا درآمدهای اقتصادی سنجیده نمیشود. شاخصهای نوین توسعه، بر حفظ هویت فرهنگی، مشارکت جوامع محلی، پایداری محیطزیست، کرامت انسان و تقویت سرمایه اجتماعی تأکید دارند؛ ارزشهایی که در فرهنگ اربعین، نه در قالب اسناد و نظریهها، بلکه در متن زندگی و رفتار میلیونها انسان متجلی شده است.
امام خمینی(ره) فرمودند: «این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است.» بیتردید، اربعین نیز یکی از روشنترین تجلیات همین حقیقت تاریخی است؛ حقیقتی که امروز، علاوه بر ابعاد دینی و اعتقادی، ظرفیتهای گسترده فرهنگی، اجتماعی و تمدنی را پیش روی سیاستگذاران قرار داده است.
از این رو، شاید پرسش اصلی این نباشد که آیا اربعین یک رویداد گردشگری است یا خیر؛ بلکه باید پرسید گردشگری چگونه میتواند در خدمت اعتلای این حرکت عظیم فرهنگی و معنوی قرار گیرد؟ پاسخ روشن است؛ هرجا گردشگری بتواند کرامت زائر را پاس بدارد، کیفیت خدمات را ارتقا دهد، میراث فرهنگی را حفظ کند، جوامع محلی را توانمند سازد، تعامل میان ملتها را گسترش دهد و تصویری واقعی از فرهنگ ایرانی-اسلامی ارائه کند، رسالت خود را بهدرستی انجام داده است.
اربعین، بیش از آنکه برای گردشگری یک فرصت اقتصادی باشد، فرصتی برای بازخوانی نسبت انسان، فرهنگ و سفر است. این رخداد بزرگ به ما میآموزد که ارزشمندترین سفرها آنهایی هستند که مقصدشان تنها یک مکان نیست، بلکه تعالی روح، تقویت همبستگی انسانی و ساختن جهانی مبتنی بر احترام، عدالت و مهرورزی است. اگر گردشگری در چنین افقی تعریف شود، نهتنها با زیارت تعارضی نخواهد داشت، بلکه به یکی از مؤثرترین ابزارهای صیانت از هویت فرهنگی، تعمیق دیپلماسی عمومی و تحقق توسعه پایدار تبدیل خواهد شد؛ افقی که شایسته است راهنمای سیاستگذاری گردشگری جمهوری اسلامی ایران در سالهای پیش رو باشد.